عبد القادر بن ملوك شاه بداونى

22

منتخب التواريخ ( فارسى )

و طبل و علم داده يكى را به جانب لاهور و ديگرى را به جانب پرشور و ابو على حسن كوتوال غزنين را به هندوستان فرستاد تا سركشان آنجا را مالش دهد و چون حسن خدمات شايسته به جاى آورده به غزنين آمد او را به ميرك بن حسن سپرده حبس فرمود تا همانجا درگذشت و متعاقب اين حال ميرك بن حسن وكيل كه ابو على حسن را بىحكم امير مودود كشته و پنهان داشته بود ، پادشاه را تحريص بر سفر كابل نمود تا آن فعل او مستور بماند . چون امير مودود به قلعهء سيالكوت رسيد به علت قولنج مبتلا شد ، ناچار به غزنين مراجعت نموده ميرك را به استخلاص ابو على كوتوال امر كرد و او مهلت يك هفته طلبيده هم در اين اثنا امير مودود در بيست و چهارم رجب سنهء احدى و اربعين و اربعمائة ( 441 ) از عالم رخت بر بست و مدت حكومت او قريب به نه سال بود و در لب التواريخ مىآورد كه سلطان مودود دختر چغز « 1 » بيگ سلجوقى را خواست و از وى پسرى آمد ، مسعود نام نهاد و مدت هفت سال پادشاهى كرد و در رجب سنهء احدى و اربعين و اربعمائة ( 441 ) به ديدن چغز بيگ عزيمت كرد كه به خراسان رود و در راه به زحمت قولنج درگذشت . سلطان مسعود بن مودود بن مسعود بن محمود در سه سالگى به سعى على بن ربيع بر تخت نشست و مهم او انتظام نيافت و عم او را به پادشاهى برداشتند و مدت حكومت او پنج ماه بود . سلطان على بن مسعود بن محمود به اتفاق امرا جلوس نمود و چون عبد الرزاق بن احمد ميمندى كه او را امير مودود به جانب سيستان نامزد فرموده بود ، به قلعه كه ميان بست و اسفزار واقع است رسيد و معلوم كرد كه عبد الرشيد بن محمود به فرمودهء امير مودود در اين قلعه محبوس است ، عبد الرشيد را برآورده به پادشاهى برداشت و مدت حكومت

--> ( 1 ) . نسخه : جعفر .